تاینی بوک

مطالب خواندنی و آموزشی

نقد و بررسی سریال وایکینگ ها (Vikings)

نقد سریال وایکینگ ها

وایکینگ‌ها یک مجموعهٔ تلویزیونی کانادایی-ایرلندی به سبک درام تاریخی و اکشن است که توسط مایکل هرست نوشته شده و از شبکه هیستوری پخش می‌شود.

این سریال که طرفداران و البته منتقدان زیادی دارد دارای نقاط ضعفی در فیلم نامه است که توی ذوق میزند. داستان سریال تا حدودی از واقعیت تاریخی و تا حدودی هم از افسانه ها شکل میگیرد.

توجه !! خطر لو رفتن داستان!! (اگر سریال را کامل ندیده اید از خواندن ادامه مطلب بپرهیزید)

مقدمه :

ایرادات فیلم نامه و ضعف هایی که در نحوه پیشروی داستان وجود دارد بسیار آزار دهنده است و لذت تماشای یک سریال تاریخی زیبا با یک موضوع جدید را از بین میبرد.خوش بختانه شخصیت جذاب رگنار در طول سریال همه این ضعف ها را پوشش میدهد و بیننده را با خود همراه میکند و متاسفانه سازندگان سریال تصمیم میگیرند از فصل چهار به بعد بدون رگنار به سریال ادامه دهند که همین مسئله موجب کاهش محبوبیت سریال می شود.

ایرادات فیلم نامه سریال وایکینگ ها (Vikings)

مارگاریت شخصیت اضافی

 اهمیت دادن به شخصیت مارگریت که هیچ نکته ای در زندگی اش وجود ندارد و فقط یک برده روسپی است و ازدواجش با اوبه (پسر رگنار) هم کاملا بی معنی و پوچ بود و ایوار برای کشتن او سه قاتل مرد که رویشان پوشیده بود فرستاد در حالی که یک پسربچه هم میتوانست او را به قتل برساند. از طرفی هوتسرک از مرگ مارگریت به شدت عصبانی می شود درحالی که اوبه شوهر مارگریت هیچ اهمیتی برای او قائل نبود و او را در طویله ای رها کرد.(عصبانیت هوتسرک برای بیننده قابل درک نیست)

اعتقاد مبهم رگنار به خدایان

 نشان دادن رگنار به عنوان کسی که به طور کامل اعتقادش را به خدایان از دست داده است و بعد در آخرین سکانسی که توسط شاه ایله شکنجه می شود از خدایان و والهالا صحبت میکند.

رولو و تصمیمات عجیب و غریب

 رولو در زمان جنگ با پاریس بی نهایت خشمگین بود و با تمام وجود شکست پاریس را میخواست و صدها سرباز پاریسی را با خشم از بین میبرد.اما خیلی زود نه تنها پیشنهاد جنگ برای پاریس و علیه وایکینگ ها را قبول کرد بلکه به راحتی دستور قتل عام همه نیروی های خودی در اردوگاه را داد و حتی اعتقاد خود به خدایان را هم کنار گذاشت و مسیحی شد و در نهایت با برادرش و عشق قدیمی اش لاگرتا و بیورون جنگید.این اتفاق کاملا غیر عقلانی و غیرقابل درک برای بیننده ها بود.به خصوص در مورد رولو که یکبار این مسیر را طی کرده بود و بر علیه نیروی های خودی و برادرش رگنار جنگیده و پشیمان شده بود و دوباره بعد از سالها عذاب وجدان با تمام وجود به گذشته خود برگشت و تصمیم گرفته بود اشتباهاتش را جبران کند.

حذف ناگهانی پورون از سریال

شخصیت  پورون (همسر اول بیورون) بالافاصله بعد از پررنگ شدن بی دلیل از کتکات رفت و دیگر دیده نشد و دخترش را هم جا گذاشت و بعدها دخترش سیگی هم بی دلیل و به صورت مبهمی مرد.

سیگارد مار چشم

هر کسی بعد از به دنیا امدن سیگارد مار چشم فکر میکرد او شخصیت مهمی در سریال می شود.هم به خاطر توجه مادرش به او و هم وجود مار در چشمهایش و نام پر ابهتش.اما این شخصیت خیلی راحت توسط برادرش کشته می شود و تنها چند قسمت به صورت سطحی شاهد نقش افرینی اش هستیم.

رگنار محبوب یا منفور؟!

 بعد از شکست رگنار از رولو ، رگنار برای مدت چندین سال ناپدید شد و بعد از بازگشت رگنار همه از او به خاطر رها کردن مردم و خانواده و دروغ هایی که در مورد مستعمره انگلیس گفته بود از او متنفر شدند.به حدی که پسران او دعوتش را برای حمله به انگلستان رد کردند و مردم هم حاضر به همراهی با او نشدند و در صحنه ای دیدیم که یکی از مردم عادی روی صورت رگنار تف می اندازد (که این خود قابل درک نیست ، چرا که رگنار شاه بود)  اما تنها مدتی بعد که رگنار کشته می شود همه اسکاندیناوی برای انتقام مرگ او راهی انگلستان می شوند.اگر رگنار هنوز بین انها محبوب و مشهور بوده است پس چرا هیچکس برای حمله به انگلستان همراهی اش نکرد و حتی شاهد بی احترامی به او در شهر بودیم.

آیوار جنگجو دور از میدان نبرد

در قسمتی که برای اولین بار پسران رگنار را بعد از بزرگ شدن نشان میداد شاهد توانایی های آیوار در جنگیدن بودیم.استفاده از تبر و کمان.ولی در نهایت با اینکه همه در انتظار تماشای قدرت ایوار در میدان نبرد بودند تا پایان فصل شش هیچ گونه مبارزه و درگیری برای این شخصیت طرح نشد.

مرگ احمقانه لاگرتا

کشته شدن لاگرتا توسط هیتسرک که مزخرف ترین مرگ سریال بود و بدون هیچ معنی و هدفی اتفاق افتاد.لاگرتایی که در حال مرگ و به شدت زخمی بود توسط هیتسرک که به شدت مست و بیمار بود و دچار توهم شده بود اشتباهی کشته می شود و این برای بزرگ ترین مبارز زن دنیا خیلی مسخره بود. جالب اینجاست که چرا لاگرتای زخمی باید این همه راه از مزرعه به کتکات میامد!! آن هم پیاده و زیر بارون ، در حالی که میتوانست هر کسی را برای رساندن خبر بفرستد.

هارالد خائن 

چطور هارالد بعد از رسیدن به پادشاهی کل نروژ خیلی زود دستور قتل بیورون را می دهد در حالی که بیورون برای نجات جان او خودش و نیروهایش را به خطر انداخت!؟

مراسمات وایکینگی حوصله سر بر

 در طول سریال بارها شاهد مراسمات وایکینگی هستیم که گاها این مراسمات بخش زیادی از سریال را شامل می شود و حوصله بیننده را سرمیبرد. مراسماتی که به مرور خیلی تکراری و خسته کننده می شوند. هیچ بیننده ای در هیچ کجای دنیا نمیتواند قربانی کردن انسان در راه خدایان و یا نوشیدن خون قربانی و مسخره بازی های قرون وسطایی را درک کند اما ظاهرا سازندگان مجموعه در تلاش بودند این مراسمات احمقانه را با ظرافت و به همراه موسیقی هر از گاهی به خورد بیننده بدهند.

خیانت های بی حد و مرز

 نشان دادن خیانت بیش از اندازه که تبدیل به یک اتفاق تکراری و همیشگی می شود.همه به هم خیانت میکنند.رگنار به لاگرتا و بعد به اسلاگ خیانت می کند.اسلاگ هم به رگنار خیانت می کند. بیورون ۴ بار ازدواج و هر بار به همسر قبلی خیانت کرد. رولو به برادرش رگنار چند بار خیانت کرد. فریدیس همسر آیوار به او خیانت میکند. کینگ هارالد به بیورون خیانت میکند.هیتسرک به آیوار خیانت میکند. جودیث دو بار به همسرش اثلولف خیانت کرد یکبار با اتلستن (که از او صاحب یک فرزند شد) و دومین بار با پدرشوهرش کینگ اکبرت که تا پایان عمر در این رابطه باقی ماند و اثلولف نیز از این خیانت با خبر بود.کینگ هوریک به رگنار خیانت کرد .کینگ بورک به رگنار خیانت میکند و کینگ اکبرت نیز به رگنار خیانت میکند. فلوکی هم به رگنار خیانت کرد.ملکه کوینترث هم که سراسر زندگیش خیانت بود. لاگرتا به فرمانده اینگستد خیانت کرد و او را کشت (البته حقش بود) بعد کالف به لاگرتا خیانت کرد ، در نهایت لاگرتا پس از ازدواج با کالف و زمانی که بچه او را در شکم خود داشت به او خیانت کرد و در روز عروسی او را به قتل رساند.
تعداد خیانت هایی که در سریال وایکینگ ها اتفاق می افتد انقدر زیاد است که به مرور روی اعصاب می رود و دیگر نمیتوانید به هیچ رابطه ای دلتان را خوش کنید.

رحم بی دلیل در یک سریال خشن

بیورون یکبار بادیگارد های آیوار را آزاد میکند و آنها بعد ها یکی از پسران او را به قتل میرسانند و مادرش لاگرتا را به شدت زخمی میکنند. اما کمی بعد از آن او قاتل مادرش هیتسرک را نیز به همان شکل آزاد میکند و هیتسرک هم به دشمن او آیوار میپیوندد و علیه او وارد جنگ می شود. چطور بیورون با اینکه شاه بود یک اشتباه احمقانه را دوبار تکرار کرد؟!